فرخ تمیمی - سرزمین پاک
آسمان شهر ما ، از صبح می بارید . خیابان ، زیر نور نقره صدها چراغ ، آن شب تن بیمار را با روغن باران ، جلا می داد . در آن خلوت ، صدای پای ما بود و صفیر باد . و تنها چتر سرخ او ، دم بدرود لب ما را به کار بوسه با هم دید .
آسمان شهر ما ، از صبح می بارید .
خیابان ، زیر نور نقره صدها چراغ ،
آن شب
تن بیمار را با روغن باران ، جلا می داد .
در آن خلوت ، صدای پای ما بود و صفیر باد .
و تنها چتر سرخ او ، دم بدرود
لب ما را به کار بوسه با هم دید .
FarrokhTamimi.com ©2003-2008
صفحه اول | فهرست | زندگی نامه | دفاتر شعر | دیگر آثار | English
Design by :AVAyeAZAD.com